افسانه قو: در افسانه ها و ادبیات یونان امده است که اسطوره ای بنام زئوس عاشق لدا ملکه اسپارتا شد. این ملکه زنی بسیار زیبا بود و زئوس هرچه تلاش برای به دست اوردن عشق او کرد، موفق نشد.از این رو خود را به شکل یک قو در اورد و این قو انقدر زیبا بود که ملکه عاشق ان شد و او نیز به قو تبدیل شد.بعد از ان ملکه تخم گذاشت و از ان تخم دو بچه بسیار زیبا به دنیا امد که پلی دیوسس و دیگری هلن بود. از این رو صورت فلکی به نام Cygnus برای جشن گرفتن عشق زئوس تشکیل شد. میگویند زئوس که به صورت قو در بود هیچگاه به شکل اول خود در نیامد و ان قدر در دریا ماند تا سرانجام در میان امواج و تنهایی،با دنیا خداحافظی کرد... شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند که موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل می سراید که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی برانند که این مرغ زیبا کجا عاشقی کرد ، آن جا بمیرد شب مرگ از بیم، آن جا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی از آغوش دریا براید شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریا من بودی، آغوش وا کن که میخواهد این قویی زیبا بمیرد (عزیزم این شعر رو من خیلی وقت پیش شنیده بودم برام خیلی زیبا بود گفتم تقدیم کنم به عشقم)
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
این وبلاگ رو با تمام وجودم برای عشقم می سازم و می دانم که شایسته بهترینها می باشد فکر نکنم هیچ کس بتواند جای اون رو در قلب من بگیرد Archivesاسفند 1391آذر 1390 شهريور 1390 خرداد 1390 ارديبهشت 1390 فروردين 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 آبان 1384 AuthorsعاشقLinks
بابا منم هستم
LinkDump
مدیریت |